به گزارش تابناک، حافظه افکار عمومی آنقدر کوتاه نیست که فراموش کند چه کسانی پیش از جنگ، از ترامپ و نتانیاهو برای حمله نظامی به ایران دعوت میکردند. همان چهرههایی که حمله به زیرساختها را «راه نجات ایران» معرفی میکردند، پس از آغاز تجاوز نظامی، نه تنها سکوت نکردند بلکه برخی از آنها به پایکوبی و ابراز خوشحالی پرداختند؛ گویی جان مردم و ویرانی شهرها، بخشی از پروژه مطلوبشان بود.
امروز اما همان جریان، نقاب تازهای بر چهره زده است. اسم رمز عملیات رسانهای جدید آنها «جنوب ایران» است؛ جنوبی که اکنون هر روز هدف حملات آمریکا قرار میگیرد، اما دیروز همین افراد از همان آمریکا میخواستند به ایران حمله کند. این تغییر موضع، نه از سر دلسوزی، بلکه ناشی از شکست روایت قبلی است؛ روایتی که مردم آن را پس زدند و صاحبانش را منزوی کرد.
جنگطلب واقعی کسی نیست که از حق دفاع یک ملت در برابر متجاوز سخن میگوید. جنگطلب، آن کسی است که برای بمباران کشور خودش کف زد، از رئیسجمهور آمریکا درخواست حمله نظامی کرد و پس از ریخته شدن خون هموطنانش، آن را پیروزی سیاسی خود دانست. کسی که آتش جنگ را از بیرون مطالبه میکند، حق ندارد امروز خود را مدافع صلح معرفی کند.
چهرههایی مانند اشکان خطیبی، علی کریمی و برخی دیگر از فعالان اپوزیسیون که زمانی حمله خارجی را نسخه تغییر در ایران میدانستند، امروز تلاش میکنند با سوءاستفاده از رنج مردم جنوب، جمهوری اسلامی را متهم به بیتوجهی به زیرساختها کنند؛ در حالی که عامل مستقیم این حملات، همان آمریکایی است که خودشان برای ورودش به میدان لحظهشماری میکردند.
هدف این تغییر روایت نیز روشن است؛ فعال کردن گسلهای اعتراضی و القای این گزاره که مشکل اصلی، نه تجاوز خارجی، بلکه دفاع ایران از خود است. آنها میخواهند جای متجاوز و مدافع را عوض کنند؛ آمریکا را از جایگاه مهاجم خارج کرده و انگشت اتهام را به سمت داخل بگیرند. این همان عملیات روانی کلاسیکی است که پس از شکست پروژه نظامی، به میدان رسانه منتقل میشود.
مردم اما تفاوت میان دلسوز واقعی و بازیگر سیاسی را خوب میشناسند. کسی که دیروز خواهان بمباران ایران بود، امروز نمیتواند با پرچم «جنوب ایران» خود را حامی مردم معرفی کند. جنوب ایران قربانی همان موشکهایی است که این جریان برای شلیکشان هورا کشید؛ و این تناقض، با هیچ تغییر نقابی پاک نخواهد شد.



